الشيخ عباس القمي
275
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
مرا بوسيد . آنگاه خود را روى پاهاى من افكند و قدمهاى مرا بوسيد . من چون چنين ديدم خود را كنارى كشيدم . آنگاه جابر گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله تو را سلام رسانيد . گفتم : بر رسول خدا صلى الله عليه و آله باد سلام و رحمت و بركات خدا . پس گفتم : اى جابر ! بيان كن از براى من چگونه آن حضرت مرا سلام رسانيد . جابر گفت كه روزى من در خدمت آن حضرت بودم كه به من فرمود : اى جابر ! اميد مىرود كه تو زنده باشى تا درك كنى مردى از فرزندان مرا كه او را محمد بن علىّ بن الحسين گويند . « يَهَبُ الله لَهُ النورَ وَالحِكمةَ » ؛ حق تعالى نور و حكمت خويش را به او عطا خواهد فرمود . پس او را از جانب من سلام برسان . « 1 » فقير گويد كه احاديث بسيار به اين مضمون در كتب شيعه و سنى روايت شده . در اين روز ، به روايت شيخين : در سنهء 64 ، مسلم بن عقبه ثياب كعبه را آتش زد و از آسيب آتش ، ديوار خانه شكافته شد و اين به سبب آن بود كه با عبدالله بن زبير مقاتله مىكرد از جانب يزيد بن معاويه . « 2 » فقير گويد كه من مجمل اين واقعه را در سوم ربيع الأوّل ذكر مىكنم - إن شاء الله تعالى . روز ششم در اين روز ، سنهء 333 ، متّقى بالله خليفه بيست و يكم عباسى را از خلافت خلع كردند و چشمان او را كور نمودند « 3 » و با مستكفى بالله بيعت نمودند .
--> ( 1 ) . الإرشاد ، ج 2 ، ص 158 . ( 2 ) . مسارّ الشيعه ، ص 46 ؛ مصباح المتهجّد ، ص 787 . ( 3 ) . مسعودى در التنبيه الاشراف ( ص 344 ) اين واقعه را 20 صفر و الوافي بالوفيات ( ج 5 ، ص 224 ) ، 23 صفر و دميرى ( حيوة الحيوان ، ج 1 ، ص 134 ) 22 صفر ذكر كرده است .